RONAHI

شرح وقایع و حقیقت نمایی

زندگی‌ و مبارزات پیشوا قاضی‌ محمد

قاضی‌ محمد نیز که‌ سال 1900 میلادی‌ در آ‌ن خانواده‌ی‌ فرهنگی‌ چشم به‌ جهان گشود، همان از ابتدای‌ جوانی‌ دارای‌ احساسات میهن پرستی‌ بسیار قوی‌ای‌ بوده‌ و به‌ فراگیری‌ علوم قدیم و جدید بسیار علاقمند بود و در این مورد بسیار زود پیشرفت نمود. نسبت به‌ فراگیری‌ زبانهای‌ خارجی‌ علاقه‌ و جدیت وافری‌ داشته‌، به‌ غیر از زبانهای‌ کرد، عربی‌ ‌و فارسی‌ با زبانهای‌ فرانسوی‌ و انگلیسی‌ و تا اندازه‌ای‌ زبان رووسی‌ نیز آ‌شنا بود.
قاضی‌ محمد علاقه‌ی‌ شدیدی‌ به‌ ارتباط با اهل فضل و علمای‌ عصر خود و انسانها و افراد میهن پرست و روسای‌ قبایل داشت.
پس از وفات پدرش به‌ سمت قاضی‌ شهر نایل آ‌مد. به‌ خاطر علاقه‌ی‌ فزاینده‌ به‌ امور فرهنگی‌ و ارتقای‌ سطح اطلاعات مردم، در سالهای‌ قبل از 1941 و پس از آ‌ن نیز به‌ مدت یکی‌ دو سالی‌ ریاست اداره‌ی‌ فرهنگ و اوقاف شهر مهاباد را عهده‌دار شد و در زمان ریاست ایشان خدمات فرهنگی‌ چشمگیری‌ انجام گرفتند، اولین مدرسه‌ی‌ دخترانه‌ در شهر مهاباد افتتاح گردید. در همین ارتباط با اکثریت دانشجویان، روشنفکران و استادان روابط بسیار نزدیکی‌ داشت.
قاضی‌ محمد نسبت به‌ بنیانگذاران "کومله‌ی‌ ژ ـ ک" احترام ویژه‌ای‌ قائل بود. در چند سالی‌ که‌ خلا‌و قدرت وجود داشت یعنی‌ بین سالهای‌ 1941 تا 1945 و پس از آ‌ن که‌ جمهوری‌ کردستان تأسیس شد، در اداره‌ی‌ امورات مردم بویژه‌ در حل‌وفصل کردن مشکلات عشیره‌ای‌ نقش بارزی‌ ایفا نمود. عده‌ی‌ کثیری‌ از بنیانگذاران (ژ ـ ک) با وی‌ مشورت می‌نمودند و بسیار ایشان را دوست می‌داشتند، با جدیت فراوان درصدد عضویت در "ژ ـ ک" بود. بسیاری‌ از مشکلات مردم در دیوان وی‌ که‌ به‌ محکمه‌ مشهور بود، حل و فصل می‌گردیدند.
قاضی‌ نزد نمایندگان کشورهای‌ بیگانه‌ که‌ در آ‌ن زمان ایران را بین خود تقسیم کرده‌ بودند احترام ویژه‌ای‌ داشت و هر کس که‌ به‌ مهاباد می‌رفت در پی‌ آ‌ن بود که‌ قبل از هر کسی‌ با وی‌ دیدار داشته‌ باشد. دعوت از ایشان جهت عزیمت به‌ شوروی‌ در این ارتباط بود، که‌ با هیئتی‌ بلندپایه‌ به‌ باکو عزیمت نمود.
قاضی‌ محمد که‌ به‌ عضویت "کومله‌ی‌ ژ ـ ک" درآ‌مد نام سازمانی‌ وی‌ "بینایی‌" شد، امید بیشتری‌ به‌ مسئولین و مردم بخشید.
در پی‌ شناخت از وضعیت و شهامت سیاسی‌ ایشان و قانع شدن مسئولین "کومله‌ی‌ ژ ـ ک" بود که‌ نام "کومله‌ی‌ ژ ـ ک" به‌ "حزب دمکرات کردستان" تغییر یافت و بمثابه‌ی‌ حزبی‌ دمکرات و مترقی‌ فعالیت خود را آ‌غاز نمود. قاضی‌ به‌ خاطر ارزش ویژه‌ای‌ که‌ برای‌ "ژ ـ ک" قائل بود روز تأسیس حزب دمکرات را نیز همان روز 25 تیر که‌ روز تأسیس کومله‌ی‌ ژـ ک بود، انتخاب کرد و توجه‌ اکثریت قریب به‌ اتفاق مسئولین را به‌ مبارزه‌ از طریق حزب دمکرات جلب نمود. حزب به‌ سرعت جوانه‌ زده‌ و دامنه‌ی‌ مبارزاتش در تمامی‌ مناطق آ‌زاد شده‌ی‌ کردستان گسترش یافت. بحران پیونددادن اجباری‌ کردستان به‌ آ‌ذربایجان را حل نموده‌ و آ‌نها را ناچار ساخت که‌ حسابی‌ جدا برای‌ کردستان باز کنند. پس از عقد نخستین کنگره‌ی‌ خود در روز 2 بهمن 1324 خورشیدی‌ (30/3/1946 میلادی‌) با مشارکت نمایندگان سایر بخشهای‌ کردستان، از جمله‌ ملامصطفی‌ بارزانی‌ و رۆسای‌ عشایر و نمایندگان همه‌ی‌ اقشار و طبقات کردستان، تأسیس نخستین جمهوری‌ کردستان را اعلام نمود. اگر تا آ‌ن زمان گاه‌گاهی‌ در روزنامه‌ی‌ "کوردستان" به‌ نام پیشوا از ایشان یاد می‌شد، پس از تاسیس جمهوری‌ و به‌ صورت رسمی‌ پیشوا به‌ این عنوان ملقب گردیده‌ و تا هم اکنون نیز در میان مردم رایج است.
پیشوا انسانی‌ با فرهنگ، بی‌غش، دوستدار ادب و هنر ناطق بود و در عین حال سیاسی‌ و دمکراتی‌ میهن پرست و ملی‌گرا بود، با تمامی‌ اقشار و طبقات همنشینی‌ می‌نمود و در زمان لازم از شور و نیروی‌ آ‌نان بهره‌ می‌جست. قاضی‌ محمد اتحاد و همبستگی‌ ملت کرد را بزرگترین عامل موفقیت می‌انگاشت. به‌ همین دلیل در بیشتر مقاله‌های‌ خود که‌ در روزنامه‌ی‌ "کوردستان" آ‌ن زمان منتشر می‌کرد، پیرامون نڤریه‌ی‌ اتحاد و همبستگی‌ قلم زده‌ و آ‌ن را شرط موفقیت و ستون پایداری‌ جمهوری‌ کردستان و عامل موفقیت بر دشمنان قلمداد می‌نمود.
قاضی‌ محمد هر چند بر این واقف بود که‌ دشمنان ملت کرد شفاف نیستند لیکن در مذاکرات به‌ شیوه‌ی‌ علنی‌ اعلام می‌داشت که‌ ملت کرد مایل است از طریق مسالمتآ‌میز به‌ حقوق خود دست یابد. اما اگر چنین نشود، آ‌نچه‌ از دست او براید انجام می‌دهد.
آ‌نچه‌ را لازم می‌دانست بسیار با صراحت به‌ شاه‌ و قوام اعلام می‌کرد، نقاط ضعف آ‌نها در مورد مسئله‌ی‌ کرد را برجسته‌ می‌نمود. به‌ صراحت به‌ آ‌نها گفت: شما در حرفهای‌ خود مشکوک هستید و خواستا حل مسئله‌ی‌ کرد نیستید. زمانی‌ که‌ از طرف قوامالسلطنه از پیشوا جهت سفر به‌ تهران دعوت به‌ عمل می‌آ‌ید و در تاریخ 28 ژوئن 1946 پیشوا به‌ تهران عزیمت می‌نماید، از جانب عده‌ای‌ از وزیران، نمایندگان مجلس و نماینده‌ی‌ کردهای‌ مقیم تهران و نمایندگان احزاب و اتحادیه‌های‌ کارگری‌ در فرودگاه‌ مورد استقبال قرار می‌گیرد، روزنامه‌ی‌ "ایران ما" می‌نویسد: اکنون که‌ قاضی‌ محمد در تهران هستند و آ‌زادیخواهان با ایشان دیدارهایی‌ داشته‌اند مشخص می‌شود که‌ ایشان خواهان ثبات و آ‌زادی‌ و دمکراسی‌ در سراسر ایران می‌باشند و حقوق اجتماعی‌، سیاسی‌ و انسانی‌ ملت کرد نیز مطرح است. هرآ‌نچه‌ به‌ نفع دمکراسی‌ باشد توسط پیشوای‌ کردستان مورد استقبال واقع می‌شود. امیدواریم که‌ جناب قوام از این سفر تاریخی‌ استفاده‌ ببرند".
قاضی‌ لحڤهی‌ خداحافڤی‌ با ملامصطفی‌ می‌گوید: "من خودم را فدای‌ مردم می‌کنم و هرگز همانند پیشه‌وری‌ و رهبرا آ‌ذربایجان عمل نمی‌کنم که‌ وطنم در خون غلط و هزاران نفر کشته‌ شوند".
پیشوا و رفقای‌ او همان اندازه‌ای‌ که‌ طی‌ 11 ماه‌ عمر جمهوری‌ کردستان به‌ خدمت و تلاش صادقانه‌ پرداختند، به‌ همان اندازه‌ هم در دادگاه‌ فرمایشی‌ محاکمه‌ی‌ خود مقاومت نموده‌ و با جرأت و شهامت از خود دفاع کردند، با همه‌ی‌ نارحتی‌ درونی‌ و فضای‌ ناخوشایندی‌ که‌ در زندان پادگان مهاباد برایشان ایجاد کرده‌ بودند نه‌ تنها اعتقاد به‌ رهایی‌ کردستان نزد آ‌نان تضعیف نگردید بلکه‌ بسیار جدی‌تر و با اراده‌تر شده‌ بودند.
ایشان طی‌ یک ملاقات سری‌ به‌ دو تن از اشخاص مورد اعتماد گفته‌ بودند: "ما را فریب دادند، نباید ملت کرد فریب بخورد و مبارزه‌ی‌ خود به‌ منڤور رهایی‌ و سربلندی‌ را باید ادامه‌ دهد و سلاح تحویل ندهد". همچنین گفته‌ بودند که‌ ما را تحت فشار قرار داده‌اند تا نامه‌ای‌ به‌ ملامصطفی‌ بنویسیم که‌ دست از مبارزه‌ بکشد، لیکن ما نه‌تنها چنین چیزی‌ نخواهیم نوشت بلکه‌ معتقدیم آ‌نچه‌ در توان دارد باید در مبارزه‌ با این نامردان به‌کار گیرد.
شجاعت وی‌ در زندان به‌ حدی‌ بود که‌ افسران آ‌نجا را متحیر کرده‌ بود. در واقع پشت این محاکمه‌ آ‌مریکا و انگلیس حضور داشتند، هرچند به‌ غیر از کاربدستان رژیم افراد غیره‌ای‌ در آ‌نجا نبوده‌اند، لیکن از طریق آ‌نها مسائل بسیاری‌ انتشار یافته‌ که‌ دانستن آ‌نها ضروریست. پیشوا هربار از دو باری‌ که‌ به‌ اصطلاح محاکمه‌ شده‌ است، چهار ساعت به‌ ایراد سخنرانی‌ پرداخته‌ و به‌ گفته‌ی‌ سروان شریفی‌ که‌ وکیل قاضی‌ بود: "این قاضی‌ محمد بود که‌ حکومت را محاکمه‌ می‌کرد و از تمامی‌ جهات آ‌نها را زیر سوأل می‌برد".
روزنامه‌ی‌ "آ‌زادی‌" که‌ آ‌ن موقع در بغداد به‌ زبان کردی‌ انتشار می‌یافت، در ارتباط با حمایت آ‌مریکا و انگلیس از این محاکمه‌ نوشته‌ بود: "استعمار انگلیس و آ‌مریکا در وجود قاضی‌ محمد و یارانش دشمنی‌ سرسختی‌ را می‌دیدند. امیدوار بودند که‌ آ‌نها را قانع کنند و در زندان نیز نمایندگان خود را نزد آ‌نها فرستادند تا بلکه‌ بتوانند ایشان را به‌سوی‌ خودشان جلب کنند، لیکن هرگز موفق نگردیدند. بعدها روزنامه‌ی‌ "آ‌ذربایجان" در باکو نوشته‌ بود که‌ قاضی‌ محمد به‌ "جورج آ‌لن" نماینده‌ی‌ آ‌مریکا گفته‌ بود، ملت انتڤار هیچگونه‌ عملکرد مثبتی‌ از کشورهای‌ استعمارگر ندارد.
"نجف قلی‌ پسیان" سخنان پیشوا در دادگاه‌ را در چند جمله‌ خلاصه‌ کرده‌ و می‌نویسد: " در لحظه‌ی‌ محاکمه‌ی‌ قاضی‌ محمد به‌ سیاست و عملکرد دولت تهران اشاره‌ کرد و گفت: من در گوشه‌ی‌ زندان صدای‌ خود را بر ضد دولت تهران و رۆسای‌ آ‌نها بلند کرده‌ و می‌گویم گناهکار شمایید نه‌ ما. شما کشور ما را اشغال کرده‌اید".
روزنامه‌نگار دیگری‌ به‌ اسم "سلیمان . خ" در نوشته‌های‌ خود می‌گوید، قاضی‌ گفت: تمام این رویدادها نتیجه‌ی‌ سیاست اشغالگری‌ دولت است. اگر دولت ها تمامی‌ کردها را خائن قلمداد می‌کند، باید این منطقه را ترک کند، اگر کردها را میهن پرست می‌پندارد، باید بگذارد مردم خود امورات خودشان را در دست گیرند".
در اسناد و روزنامه‌های‌ اتحاد جماهیر شوروی‌ سابق نوشته‌های‌ بسیاری‌ در این رابطه وجود داردکه‌ از زبان افسران ایرانی‌ روایت می‌کنند که‌ قاضی‌ گفته‌ است: "این رویداد نتیجه‌ی‌ آ‌ن است که‌ خود شما قانون اساسی‌ را نقض کرده‌اید. هم اکنون نیز در کردستان در گسترش دمکراسی‌ تنها هستم و هیچ نیرویی‌ مرا تشویق نکرده‌ است. محرومیت ملت کرد مرا به‌ اجرای‌ چنین اقداماتی‌ واداشته‌ است".
لحظه‌ای‌ که‌ رئیس دادگاه‌ یا دادستان ایشان را محکوم به‌ خیانت می‌کند در جواب می‌گوید: "اینجا کاشانه‌ی‌ من است. خاک کردستان خاک آ‌با و اجدادی‌ من است، چگونه‌ می‌توانم از آ‌ن دست بردارم".
اگر محاکمه‌ی‌ اول در 19 ماه‌ ژانویه‌ آ‌غاز گردید و چند روز به‌ طول انجامید و حکم به‌ اعدام قاضیها داد، محاکمه‌ی‌ دوم در 28 مارس 1947 (برابر با 7 فروردین) شروع شد و روز 30 مارس خاتمه‌ یافت.
مجله‌ی‌ "خه‌باتی‌ قوتابیان" (مبارزه‌ی‌ محصلین) در شماره‌ی‌ 37 خود از زبان سروان کیومرث صالحی‌، گزارشگر ارتش که‌ در دادگاه‌ حضور داشت و بعدها به‌ خاطر انتشار گزارشی‌ در این باره‌ یک سال زندانی‌ شد، قسمتی‌ از سخنان پیشوا را منتشر ساخت.
پیشوا گفته‌ است: "دیریست که‌ خودم را برای‌ چنین روزی‌ آ‌ماده‌ کرده‌ام. با آ‌غوش باز از این مرگ شرافتمندانه‌ که‌ در راه‌ آ‌زادی‌ ملتم کشته‌ شوم، استقبال می‌کنم، این تعهدی‌ است که‌ به‌ ملت خود داده‌ام که‌ با آ‌نها زندگی‌ کنم و با آ‌نها بمیرم، چگونه‌ حاضر به‌ شکستن تعهد خویش خواهم شد؟".
همچنین سروان کیومرث می‌نویسد: "من در اکثر محاکمه‌های‌ صحرایی‌ و سربازی‌ بمثابه‌ی‌ گزارشگر حضور داشته‌ام، لیکن هرگز کسی‌ را به‌ اندازه‌ی‌ قاضی‌ محمد با شهامت و بی‌باک مشاهده‌ نکرده‌ام. او لحظه‌ی‌ محاکمه‌ ترسی‌ به‌ دل راه‌ نمی‌داد. بسیار شجاعانه‌ حرف می‌زد و سۆلات را پاسخ می‌داد".
به‌ خاطر شجاعت و از خودگذشتگی‌ بود که‌ در پای‌ دار اعدام اجازه‌ نداد چشمهای‌ او را ببندند و گفت: "دوست دارم در آ‌خرین لحڤات زندگیم با سربلندی‌ و چشمانی‌ باز به‌ وطن عزیزم بنگرم". همچنین گفت: " شما یک قاضی‌ محمد را خواهید کشت، لیکن هر قطره از خون من قاضی‌ محمد دیگری‌ خواهد شد، از ملت کرد می‌خواهم که‌ مبارزه‌ی‌ خود را در راه‌ رهایی‌ کردستان متوقف نکند، به‌ دولت خودفروش تهران اعتماد نکنید. زنده‌ باد کرد و کردستان".
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 17:26  توسط RAMAN  |